• slide6
  • slide6
  • slide6
  • slide6
  • slide6
  • slide6
responsive slider by WOWSlider.com v8.8

05/5 1399


ام بی ای نیوز:
در جهانی تحت تاثیر کرونا، پیش‌بینی‌های اقتصادی نشان می‌دهد، اقتصاد جهانی با رشد منفی مواجه خواهد شد. در این زمان که بورس‌های جهانی با کاهش سهمگین مواجه‌اند، بازار سهام ایران اتفاق متفاوتی را تجربه می‌کند. با توجه به تاثیر بازار سهام به عنوان یک بازار سرمایه در تحولات اقتصادی در ایران،
Four Mind AHEAD در وبیناری به سئوالاتی مانند آیا رونق بازار سهام نشانه‌ای مثبت از رونق اقتصادی نسبتا پایدار است؟ آیا قیمت‌های سهام در روند فزاینده خود با متغیرهای بنیادی اقتصاد کلان قابل توضیح است یا حباب را تجربه می‌کند؟ نقش مقامات ناظر در تبدیل بازار سهام ایران به بازاری قابل اتکا چیست؟ پاسخ داده است.

فرید شکریه مدیرعامل آژانس فورمایند ((Four Mind در ابتدای وبینار گفت: در روزهای اولیه شیوع ویروس کرونا، بورس واکنش چندانی از خود نشان نداد اما از تاریخ 19 اسفند به بعد، با توجه به گستردگی شبوع ویروس، افت قیمت نفت، اجناس و کالاهای رقابتی( (commodityو افت بورس­های جهانی، بسیاری از سهم­ها با ریزش همراه شدند. اما در روزهای آخر اسفند دیدیم که افت شاخص­های بورس موقتی بوده است و بازار دوباره به ورند صعودی خود بازگشت. در همین دوره بود که بانک مرکزی مجوز افزایش نرخ تسهیل ارز تا 20 درصد را ابلاغ کرد که این امر منجر به رشد گروه­های بانکی در بورس شد. در وضعیت کنونی علائم کرونا تا حدودی تاثیر خود را بر بازار جهانی از دست داده است و موجب بهبود روند معاملات بورس­های جهانی و بازگشت قیمت کالاها به دوران قبل از کرونا شده است.

در این دوره ما شاهد رکوردشکنی­های پی­درپی در بازار بورس در ایران هستیم. اما چرا؟ ما که از دهه­های قبل تا امروز تجربه حباب­های مختلف در بازارهای مختلف را داشتیم، حق داریم در حال حاضر کمی نگران باشیم. شکریه پس از این مقدمه با معرفی کارشناس وبینار افزود: فردین آقابزرگی، کارشناس و متخصص بازار سرمایه، مدیرعامل شرکت کارگزاری بانک دی هستیم، تا ببینیم در بازار بورس که این­روزها نمی­توانیم با مولفه­های بنیادی اقتصاد رشد عجیب آن را درک کنیم، چه اتفاقی در حال وقوع است؟ در ادامه آقابزرگی به سئوالات مختلفی پاسخ دادند که در ادامه می‌خوانید.


همان­طور که می­دانید بازار بورس به علت داشتن ویژگی­هایی نظیر شفافیت، نقدشوندگی و قانون­مندی، یکی از جذاب­ترین بازارهای سرمایه است. با توجه به این سه فاکتور، آیا می­توانید بگویید از سال 98 تا به حال وضعیت بازار بورس به چه شکل است؟

فردین آقابزرگی:اتفاقی که در سال 98 در بازار بورس ما رخ داد، یکی از نادرترین اتفاقاتی بود که در پی سیاست­های مستمر و هماهنگی که توسط مسولان اقتصادی کشور چه در سطح شورای عالی پول و اعتبار و چه در سطح شورای عالی بورس، اتخاذ شد، به وقوع پیوست.می­توان گفت مسولان اقتصادی ما در تصمیم گیری به نقطه­ای رسیدند که متوجه شدند در حوزه­ها و بازارهایی که ما اصطلاحا به آن­ها «بازار» می­گوییم نظیر بازار ارز، سکه، ماشین و امثالهم، نقدینگی­های موجود در سطح جامعه به ارزش 2 هزار و500 هزار میلیارد تومان است که حدود یک سوم از تولید ناخالص داخلی کشور ما را تشکیل می­دهد. این حجم نقدینگی و عدم تناسب آن با نوع ساختار اقتصادی و میزان رشد اقتصادی ما به مرور زمان منجر به نتایجی مانند افزایش نرخ ارز شد. در نهایت این جریان منتهی به این شد که ما در چهارماهه پایانی سال 98، شاهد 187 درصد افزایش در شاخص کل حدود 420شاخص هم­وزنبدون در نظر گرفتن سرمایه شرکت­ها، باشیم. ارزش بازار ما در پایان سال 98 به عدد قابل توجه 2هزار و 500 هزار میلیارد تومان که تقریبا با حجم کل نقدینگی موجود در کشور برابر است، ارتقا پیدا کرد. البته ناگفته نماند که این میزان با مولفه­های اثرگذار بر وضعیت اقتصادی مانند تورم، نرخ بیکاری، نرخ رشد اقتصادی، تولید ناخالص داخلی و سایر عوامل اثرگذار بر وضعیت اقتصادی، انطباق نداشت.


ما در سال 98 رکوردهای بزرگی را تجربه کردیم. حجم کل نقدینگی کشور به صورتی هدفمند متوجه بورس شد و در روزهای پایانی سال نیز اصلاحات مختصری را شاهد بودیم. با همین پیش­زمینه و مقدمه وارد سال 99 شدیم که در این سال بورس تاریخی­ترین روزهای خود را دربازار سرمایه پشت سر گذاشت. با توجه به آماری که با کل بورس­های مطرح در دنیا مقایسه می­کنیم، یکی از بارزترین و مشخصا با رشدترین شاخص­ها در دنیا، بورس و فرابورس تهران بود. البته بورس ما با سایر بورس­هاتفاوتی خاص داشت و آن هم اینکه تاثیر مسائلی نظیر جنگ نفتی عربستان، روسیه، کرونا، جنگ اقتصادی چین و آمریکا و... را روی بورس کشورمانمشاهده نکردیم.

به خصوص با توجه به مقدمه­ای که در سال 99 شاهد آن بودیم، فکر می­کنم حجم معاملاتی که در سال 98 تجربه شد، حجم بسیار قابل توجهی بود که ما پیش از این تجربه آن را نداشتیم. هزار و صد هزار میلیارد تومان مجموع معاملات بورس­های ما بود که اگر این عدد را مقایسه کنیم، مشاهده می­کنیم که بورس در سال 99، حدود 40 درصد از حجم کل معاملات صورت گرفته در سال 98 را، طی 30-35 روز کاری که از ابتدای سال 99 گذشته، طی کرده است. به طور متوسط از ابتدای سال 99 روزانه 12هزار میلیارد تومان معامله در بازار بورس صورت گرفته است.


در حقیقت از دلایل عمده­ایکه باعث شد بورس ما با وجود اینکه ما اقتصاد دنیا را تا حدودی رو به ضعف دیدیم و حتی علی­رغم اینکه صندوق بین­المللی پول تا بانک جهانی به وضوح اعلام کردند که اقتصاد دنیا راحدود 6 درصد ضعیف­تر می­بییندو کشورهای اروپایی هماعلام کردند که بین 7 تا 10 درصد اقتصاد آن­ها ضعیف­تر شده است، پیشرفت کند، مجموعه سیاست­های پولی بود که عرض کردم. البته ما استفاده مناسب را از فضای موجود و گسیل نقدینگی سرشار به بازار سرمایه نکردیم که این تا حدودی نشان­دهنده عدم برنامه­ریزی منسجم برای ورود این میزان نقدینگی است.البته شاید دلیل عدم استفاده صحیحاین باشد که مسولان اقتصادیو فعالان بازار انتظار ورود این حجم نقدینگی به بازار بورس آن هم به طوری که طی 35 روز کاری بالغ بر 380هزار میلیارد تومان معامله صورت بگیرد را نداشتند.

اگر بخواهیم با سایر بورس­های دنیا مقابسه­ای انجام دهیم، شاهد این هستیم که این حجم و میزان نقدینگی که عاید ما شده می­تواند ناشی از دو تفکر جداگانه باشد. گروهی از همکاران، فعالان و کارشناسان اعتقاد بر این موضوع دارند که ما به سمت افزایش بی­رویه سطح عمومی قیمت­ها و شاخص می­رویم یا به عبارتی در حادترین شکل به این وضعیت عبارت «حباب» را اطلاق می­کنند.


عده­ای دیگر اعتقاد بر این دارند که به دلیل پیش­بینی­ها و انتظاراتی که ما از تورم در اقتصاد کشور داریم و اقتصادی که متکی به نفت بوده، در پیش­بینی بودجه سال 99، سهم دولت نسبت به آن چه در سال­های گذشته داشتیم، بزرگ­تر شده است. هزار و چهارصد هشتاد و در بودجه سال 99، چهار میلیارد تومان بودجه برای دولت پیش­بینی شده استکه این رقم در مقایسه با هزار و نهصدهزار میلیارد تومان بودجه کل کشور که بیش از 74 درصد از کل بودجه را پوشش می­دهد، یکی از بزرگترین ارقامی است که از سال 85 تاکنون که در سال 99 هستیم، داشته­ایم. بزرگ شدن دولت، افزایش سطح عمومی هزینه­ها، کوچک شدن درآمدهای نفتی دولت و عدم تناسب حجم نقدینگی با میزان تولید ناخالص ملی، چشم­اندازی را پیش روی آن دسته از فعالانی می­آورد که در حقیقت تورم را به مراتب بیش از آنچه که مسولان اقتصادی در حد 20 یا 25 درصد اعلام می­کنند، می­دانیم.

در خصوص نرخ تورم و حتی نرخ برابری پول ملی ما نسبت به سایر ارزها، ارزش پول ملی ما آن چنان رو به ضعف است که ما چشم­انداز را در حوزه ارز، دلار و یا نرخ تورم به ترتیبی می­بینیم که اگر تناسب سودآوری را حتی بابا ارزش دارایی شرکت­هایی که سودآور نیستند هم لحاظ کنیم، باز هم به نتیجه مناسبی نمی­رسیم.

سودآوری شرکت­های ما در سال 97 حدود 94 هزار میلیارد تومان بوده است. که ارزش بازار در آنزمان، 680 هزار میلیارد تومان بوده است. در سال 98 سودآوری شرکت­ها از رقم 94 هزار میلیارد تومان به رقم 121 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است.در حالی که ارزش بازار در آن سال به 1800 هزار میلیارد تومان رسید. این امر نشان می­دهد اگر بخواهیم تناسب سودآوری را در این­جا لحاظ کنیم، ممکن است به نتیجه مناسبی نرسیم.


بنابراین، محور و حوزه بررسی مطالبآن دسته از کارشناسانی که اعتقاد دارند این اعداد و ارقام حباب نیستند و ارزش سهام و دارایی را توجیه می­کنند، مقایسه­ای از ارزش دارایی­ها است. که رفته رفته و به مرور زمان حتی در فضای فعلی، این دوگانگی در تصورات ایجاد شده به ترتیبی که منافع بلند مدت سرمایه گذاران و کسانی که حتی در قالب مدیریت شرکت ها تصمیم می­گیرند، از جمله شرکت­ها و نهادهای دولتی که با دید کنترل و مدیریت شرکت­های تابعه ممکن است توجه کمتری نسبت به سودآوری شرکت در مقایسه با ارزش دارایی شرکت، دارند.

و از آن جایی که این گمانه وجود دارد که به دلیل کسری بودجه صد و پنجاه هزار میلیارد تومانی دولت که بر اساس پیش­نویس لایجه بودجه سال 99، ممکن است سهامداران عمده شرکت­ها که عموما دولتی یا غیردولتی هستند، از طریق اتخاذ سیاست­های پولی و سیاست­های هماهنگ اقتصادی منابع و نقدینگی را متوجه بازار سرمایه و بورس کنند و تصمیمات در راستای خصوصی­سازی یا فروش دارایی­ها به منظور کسری بودجه یا کسری درآمدها مبتنی بر تقویم دارایی شرکت­ها است. در این­جا همانطور که اشاره کردم تناقضی بین منابع سهامدار خرد و سهامدار عمده به وجود می­آید که در حقیقت رفته رفته ما از ارزش واقعی سهام فاصله می­گیریم و به عبارتی مجموعه پتامسیل­ها و عایدات نقدی و غیرنقدی سهام شرکت­ها، عاید سهامداران خرد می­شود.


در این­جا دو نگرش وجود دارد. اگر بخواهیم از حیث سودآوری و نگرش سهامدار خرد به ماجرا نگاه کنیم، مسلما این شرکت­ها با ارزش ذاتی خود بسیار فاصله دارند چون عموما اینطور به نظر می­رسد که شخصی سهامی خریداری می­کند و به این طریق در زیان شرکت شریک می­شود و شاید این مسئله توجیه اقتصادی نداشته باشد اما به دلیل همین دلایلی که عرض کردم که عمدتا محور افزایش و رشد سطح عمومی قیمت‌ها و بازار سرمایه ما،ورود نقدینگی، اراده و تبلیغات دولت است. البته لازم است دراینجا یک پرانتز باز کنم و بگویم که در طی دو دهه گذشته و کماکان تمامی دولت‌ها این تبلیغات و ترغیب سهامداران، سپرده‌گذاران و سرمایه‌داران برای ورود به بورس، همیشه وجود داشته است.



اما چرا در مقطع خاصی(بازه زمانی که درباره آن صحبت می‌کنیم کمتر از ۴ ماه است) از نقطه شروع که نقطه هیجانی بود تا نقطه‌ای که نقطه‌ای که الان در حال حاضر هستیم که در این نقطهاصلاحات در حال شروع شدن است؟

در این خصوص ما تحلیلی ارائه کردیم که بنده خلاصه آن را برای شما عرض می‌کنم: اگر ما بخواهیمتناسب و رابطه مستقیمی بین بازدهی تورم طی ۵ سال گذشته که عددی در حدود ۴۳۰ درصد به طور مرکب طی ۵ سال را نشان می‌دهد و بازدهی نوسان نرخ ارز از ۵ سال گذشته تاکنون که چیزی در حدود ۳۶۰ درصد استرا به طور میانگین و بدون در نظر گرفتن صنعت یا شرکت به خصوصی، با بازدهی ۵۰ شرکت برتر بورس مقایسه کنیم، شاهد این هستیم که ارقام بازدهی در بازار سرمایه حداقل دو برابر بازدهی نرخ تورم و نرخ ارز است. اگر این موضوع را به عنوان یک فرضیه بپذیریم می‌توان نتیجه گرفت که در همه زمینه‌های سرمایه‌گذاری مثل بازار مسکن، ارز، سکه، طلا، دلار و...نرخ تورم در بلندمدت متعادل شود، مشاهده می‌کنیم بازار سرمایه با سرعتی بیشتر به دلیل همین شفاف‌ و قانون‌مند بودن پیش قراول* شده و زودتر از موعد، آن آثار و انتظارات تورمی را شکل داده است. به همین ترتیب شاید الان این فرضیه قابل اثبات باشد که بعد از رسیدن بورس به قله‌هایی که شاید تا پیش از این تصور نمی‌شد، خود به خود این ذهنیت در سایر بازارها ایجاد می‌شود که بدون اینکه در نظام عرضه و تقاضا نرخ بهره بین بانکی و نرخ سود سپرده، نرخ تورم و یا نرخ ارز بدون اینکه هیچ‌گونه خللی وارد شده باشد یا نحوه مدیریت آن تغییر کرده باشد، حرکت را در آن بازارها مشاهده می‌کنیم. فکر می‌کنم به این دلایل است که ترجیح بعضی از سهامداران و فعالان بازار این است که محور تصمیم برای سرمایه‌گذاری را ارزش دارایی شرکت قرار دهند ولو زیان‌ده باشد.


این روزها شاهد این هستیم کهشرکت‌های بنیادی، شرکت‌هایی که علی‌‌رغم افزایش عمومی سطح قیمت‌ها در بورس، با تحلیل کارشناسی نسبت به EPS(سود هر سهم)،کماکان شیوه معقول‌تری نسبت به بقیه دارند اما نکته جالب این است که این دسته از سهام‌ها را اغلب فعالان بازار می‌فروشند و سهام‌هایی که زیان‌ده هست را می‌خرند. این حرکت به نظر من همان‌طور که یک حرکت گروهی است که به خاطر فشار نقدینگی بوجود آمد، حالت معکوس آن به وضوح قابل پیش‌بینی است.

بنده جز آن دسته از کارشناسانی هستم که اعتقاد دارم ما نمی‌توانیم تناسب خاص و معقولی ما بین ارزش ذاتی شرکت‌ها و ارزش بازار سهام برقرار کنیم.تنها عامل موثر شکل‌گیری این وضعیت ورود نقدینگی بوده. حتی اگر آن را در اندازه‌ای خاص در نظر بگیریم و بگوییم ما می‌خواهیم اندازه p به E را ۲۰ یا ۳۰ ببینیم که حتی در محاسبات روی کاغذ هم خیلی غیرمنطقی به نظر می‌رسد، اما این شتاب ورود نقدینگی ما را به سرعت به آن نقطه خواهد رساند. از آن نقطه به بعد به دلیل درگیر شدن اغلب بنگاه‌ها، به خصوص شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی که با کمبود شدید نقدینگی مواجه هستند، آن هم در وضعیت کنونی که ورود شرکت‌ها و حتی تکلیف به عرضه سهام شرکت‌ها و نهادهای عموی غیردولتی مثل صندوق‌های مختلفی که اخیرا عرضه‌های زیادی هم داشتند، دلیل اصلی همه این‌ها عدم وجود نقدینگی بوده است.

بنابراین انتظار آن دسته از همکاران که انتظار دارند که اگر به نقطه پیکی از قیمت‌ها برسیم، نقدینگی دیگری وارد شود و از این سطح‌ حمایت کند، انتظاری معقول و منطبق با واقعیت نیست. مطمئنا در آن مقطع، تعداد زیاد‌تری هم‌زمان تصمیم به فروش، شناسایی سود و خروج موقت از بازار داشته باشند و این عاقلانه‌ترین تصمیمی است که خواهند گرفت.


در این‌جا سوال مهم‌تری پیش می‌آید. همان‌طور که عرض کردید شرکت‌هایی که در بورس فعال هستند با هیچ‌ منطق ارزش‌گذاری جز ورود نقدینگی رشد نمی‌کنند و قیمت فعلی آن‌ها هم که توجیه‌پذیر نیست. چطور می‌شود از تأثیرمنفی این شرکت‌ها بر بازار بورس جلوگیری کرد.

فردین آقابزرگی: من می‌خواهم پرسش شما را از دریچه دیگری پاسخ دهم. از سال ۹۴ تا این لحظه که در حال صحبت هستیم، حجم معاملات و اوراق بهاداری که در بازار اولیه که در حقیقت محور اصلی و شأن کلی بورس در دنیا ایجاد چنین مکانی، دسترسی بنگاه‌های اقتصادی به منابع مالی ارزان‌قیمت بوده که با عرضه و تقاضا به نقطه‌ای برسند که بتوانند از این منابع استفاده کنند لذا اولویت شرکت‌ها در دسترسی منابع، بازار اولیه است. افزایش سرمایه، اوراق بدهی، اوراق مشتقه که به طور مستقیم عاید شرکت‌ها می‌شود، (حجم معاملات سال ۹۴ تا ۹۸ را که ملاحظه می‌کنید،) از عدد ۲۵ هزار میلیارد تومان در سال ۹۴ به ۲۹هزار میلیارد تومان در سال ۹۸ افزایش پیدا کرده است که تناسب رشد آن کمتر از ۱۰ یا ۱۵ درصد بوده است.

این در صورتی است که حجم معاملات در بازار ثانویه از ۶۳ هزار میلیارد تومان، به هزار و صدهزار میلیارد تومان در سال ۹۸ ارتقا پیدا کرده است.

ما بین این نسبت، تناسبی برقرار می‌کنیم که اسم آن را نسبت تناسب منابع بازار اولیه به بازارا ثانویه می‌گذاریم تا ببینیم وضعیت سودآوری اقتصادی ما و وضعیت سودآوری شرکت‌های ما طبق همان آمار صد و بیست و یک هزار میلیارد تومانی که عرض کردم که مجموع سود شرکت‌های ما در سال ۹۸ بوده، چه رشدی را نشان می‌دهد.

بنده به ترتیب از سال ۹۴ درصد نسبت بازار اولیه به بازار ثانویه را خدمت شما عرض می‌کنم.

معاملات صورت گرفته در بازار ثانویهمعاملاتی است که بخشی از آن می‌تواند تامین مالی بنگاه‌ها باشد مانند یکی از صندوق‌های بزرگی که در یک یا دو هفته اخیر در بورس عرضه شد.


اما محور اصلی آن اندازه‌ای است که ما می‌خواهیممقایسه کنیم و این نتیجه را بگیریم کههنوز ظرفیت خاص برنامه‌ریزی که ما برای گسیل نقدینگی کرده‌ایم، هنوز ایجاد نشده تا ما بتوانیم از آن استفاده کنیم.

این نسبت از ۴۵ درصد از سال ۹۴ به ۳۲ درصد در سال ۹۵ کاهش پیدا می‌کند و به ۲۳ درصد در سال ۹۶ می‌رسد. متعاقبا در سال ۹۷ این مقدار به ۱۶ درصد کاهش پیدا می‌کند و در سال ۹۸ این نسبت به ۶ درصد می‌رسد. به این معنا که این دو همسو با یکدیگر رشد نکرده‌اند که این مسئله در اثر عملیات مکرر در بازار اولیهو سفته‌بازی مکرر ایجاد شده است که این دلایل می‌توانند تأثیر بیشتری در شکل‌گیری این مسئله داشته باشند و تا الان عامل مهم‌تر همین نکته شناخته شده است.

در واقع آن عایداتی که انتظار می‌رفت نهادهای اقتصادی و وابسته به دولت و شبه دولتی‌ها که بتوانند از آن استفاده کنند، آن‌طور که باید از این امکان بهره‌برداری نکردند. من فکر می‌کنم در حقیقت این عدم تناسب بازارهای اولیه و ثانویه ماست که باعث شده ما به سرعت و به تعجیل شاهد این باشیم که سهام عدالت، ETFهای صندوق‌های متشکل از صنایع مختلف، به سرعت در حال مطرح شدن باشند و قابلیت استفاده پیدا کنند در صورتی که هنوز راه‌کارهای زیرساختی آنان انجام نشده است. در واقع آن میزان از آگاهی که لازم است استفاده‌کننده درباره این نوع سرمایه‌گذاری بدانند، هنوز ایجاد نشده است. کسانی که از گذشته در بورس بودند، آن سطح از اطلاعات را داشته‌اند.

بنده در این‌جا می‌خواهم جمله‌ای را عرض کنم که در نظر داشتم در انتهای صحبتم از آن استفاده کنم.

در واقع شأن تصدی‌گری دولت که محور اصلی اتاق‌های فکر اقتصادی ما در سال‌های ۹۸ و قبل از آن بوده که باعث شده این حجم از نقدینگی وارد کشور ما شود، دقیقا در حال حاضر به طور معکوس جواب می‌دهد. تصمیم‌هایی مانند عرضه‌هایی که در قالب ETFها، افزایش بعضی از سهام‌هایی که قرار است در قالب ETFها منتقل شود، یا سهامی عدالتی که زمانی ارزش روز۱۰۰هزار میلیارد تومان بود حالا ۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده.

هر برگ از سهام عدالت که واگذار شده بود، کمتر از ۱۰درصد سودآوری داشته اما قیمت مورد نظر هر برگ سهام عدالت ۱۶ برابر شده است.


نکته دیگری که می‌خواهم عرض بکنم در خصوص کاهش تصدی که متأسفانه اتفاق نیفتاده و از آن فاصله گرفته‌ایم. اداره امور ETFهای قابل واگذاری،و حتی سهام عدالت که عمدتا به صورت غیرمستقیم و با مکانیزهای تشویقی در همان حوزه به کار گرفته شده، مجددا نه تنها مدیریت دولتی را کوچک نمی‌کند بلکه سایه دولت و شرکت‌های شبه دولتی را به شدت افزایش می‌دهد به ترتیبی که من فکر می‌کنم خواسته‌هایی که قانون‌گذار و قانون اساسی ماو الحاقی که مجمع تشخیص مصلحت در خصوص الزام واگذاری شرکت‌ها را داشتیم، تا حدود خیلی زیادی فاصله گرفتم.

این نکاتی که عرض کردم در خصوص فعل و انفعالی بود که طی آن بستری توسط اتاق فکر و تصمیمات بالاترین مقام‌های تصمیم‌گیر اقتصادی، فراهم شد که قسمتی از نواقصی آن که در حال حاضر مشاهده می‌کنیم، مورد توجه بعضی از فعالان بازار قرار گرفت. حتی زیرساخت‌های ابتدایی مکانیزم معاملات ما در حال حاضر حاصل این میزان ورود نقدینگی و transaction است که وارد هسته اصلی معاملات شده و نسبت به شأن بورس سوال ایجاد می‌کند.

در این‌جا این سوال پیش می‌آید که چرا کاربرانی که می‌توانند به صورت غیرمستقیم به هسته معاملات دسترسی داشته باشند، فضای واقعی معاملات را با یک ربع تأخیر می‌بینند؟ مثل این می‌ماند که ما صحنه ف