
با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال بخشهای وسیعی از اروپا توسط آلمان نازی، صنایع سنگین و بهویژه خودروسازان بزرگ، به یکی از اجزای کلیدی ماشین جنگی رایش سوم تبدیل شدند. بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد میزان و ماهیت همکاری شرکتهای خودروسازی با رژیم نازی، بسته به موقعیت جغرافیایی، ساختار مالکیت و تصمیم مدیران، تفاوتهای اساسی داشته است.
پژو؛ تولید تحت اشغال نظامی
پس از اشغال فرانسه در ژوئن ۱۹۴۰، کارخانههای پژو در سوشو (Sochaux) تحت کنترل مستقیم نیروهای آلمانی قرار گرفت. این شرکت مجبور به تولید قطعات مکانیکی، کامیون و تجهیزات صنعتی برای ارتش آلمان شد.
بر اساس اسناد منتشرشده پس از جنگ، خانواده پژو از نظر سیاسی مخالف نازیسم بودند و بخشی از کارکنان کارخانه در فعالیتهای خرابکارانه و همکاری با مقاومت فرانسه مشارکت داشتند.
دادگاههای پس از جنگ، همکاری پژو را «اجباری و ناشی از اشغال» تشخیص دادند و این شرکت از مجازاتهای سنگین مصون ماند.
رنو؛ همکاری گسترده و پیامدهای سنگین
شرکت رنو نیز در دوران اشغال فرانسه به تولید تجهیزات نظامی برای آلمان ادامه داد؛ از جمله کامیونها، خودروهای زرهی و موتورهای صنعتی.
برخلاف پژو، تصمیم به ادامه فعالیت صنعتی در رنو مستقیماً توسط بنیانگذار شرکت، «لویی رنو»، اتخاذ شد. پس از آزادی فرانسه، او به اتهام همکاری با دشمن بازداشت شد و پیش از برگزاری دادگاه در زندان درگذشت.
در سال ۱۹۴۵، دولت فرانسه شرکت رنو را ملی کرد؛ اقدامی کمسابقه که نشاندهنده نگاه سختگیرانه دولت به نقش این شرکت در دوران جنگ بود.
مرسدسبنز؛ مشارکت داوطلبانه در اقتصاد جنگی
در آلمان، شرکت دایملر-بنز (مرسدسبنز امروزی) یکی از ستونهای اصلی اقتصاد جنگی رایش سوم به شمار میرفت. این شرکت بهطور داوطلبانه در تولید کامیونهای نظامی، موتور تانکها و هواپیماهای جنگی مشارکت داشت.
تحقیقات تاریخی تأیید میکند که مرسدسبنز از دهها هزار کارگر اجباری، شامل اسیران جنگی و زندانیان اردوگاههای کار، استفاده کرده است.
این شرکت در دهههای بعد، با انتشار گزارشهای رسمی تاریخی، مسئولیت گذشته خود را پذیرفت و در برنامههای پرداخت غرامت مشارکت کرد.
فولکسواگن؛ پروژهای وابسته به حزب نازی
فولکسواگن اساساً به دستور مستقیم آدولف هیتلر و در چارچوب سیاستهای حزب نازی تأسیس شد. در طول جنگ، این شرکت به تولید خودروهای نظامی مانند «کوبلواگن» پرداخت و مدیریت آن کاملاً در اختیار ساختار نازی بود.
فولکسواگن نیز بهطور گسترده از نیروی کار اجباری استفاده کرد. پس از جنگ، کارخانه این شرکت تحت کنترل نیروهای بریتانیایی قرار گرفت و سپس با بازسازی مدیریتی، فعالیت غیرنظامی خود را از سر گرفت.
جمعبندی
بررسی تاریخی نشان میدهد که مفهوم «همکاری با نازیها» یکدست و یکسان نیست. شرکتهایی مانند پژو عمدتاً در چارچوب اجبار ناشی از اشغال نظامی عمل کردند، در حالی که خودروسازان آلمانی نظیر مرسدسبنز و فولکسواگن، بخشی فعال از اقتصاد جنگی و ایدئولوژیک رایش سوم بودند.
این تفاوت، همچنان مبنای قضاوتهای تاریخی و اخلاقی درباره مسئولیت شرکتها در دوران جنگ جهانی دوم است.



