یادداشت

وقتی برندهای جهانی تجربه می‌سازند، برندهای ایرانی همچنان در انتظار اتصال‌اند

در سال ۲۰۲۶، مارکتینگ در جهان دیگر به معنای «تبلیغ کردن» نیست. مخاطبان خسته‌اند از پیام‌های تکراری و وعده‌های یک‌طرفه. آنچه امروز می‌خواهند، تجربه‌ای واقعی، معنایی قابل لمس و رابطه‌ای انسانی با برندهاست. به همین دلیل است که تعامل معنادار در رسانه‌های اجتماعی، شکل‌گیری جوامع پیرامون برندها و داستان‌هایی که از دل زندگی واقعی می‌آیند، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده‌اند.

در بسیاری از بازارهای جهانی، برندها به‌خوبی این تغییر را درک کرده‌اند. آن‌ها کمتر حرف می‌زنند و بیشتر گوش می‌دهند، کمتر تبلیغ می‌کنند و بیشتر تجربه می‌سازند. نتیجه هم روشن است: اعتماد بیشتر و وفاداری عمیق‌تر مخاطبان.

اما این تصویر، در تقاطع با واقعیت‌های فضای کسب‌وکار ایران، فرو می‌ریزد. در شرایطی که جهان روی ارتباط، گفت‌وگو و حضور مداوم در کنار مخاطب سرمایه‌گذاری می‌کند، برندهای ایرانی با اختلال در دسترسی و ناپایداری اینترنت دست‌وپنجه نرم می‌کنند. مسئله فقط محدود شدن یک کانال یا کاهش بازدید نیست؛ مسئله این است که ارتباط، به‌عنوان پایه اصلی تجربه‌سازی، مدام قطع می‌شود.

در چنین فضایی، تجربه‌محوری به ایده‌ای دست‌نیافتنی شبیه می‌شود. جامعه‌سازی بدون گفت‌وگوی مستمر ممکن نیست و داستان‌سرایی، وقتی امکان شنیده‌شدن ندارد، اثرش را از دست می‌دهد. برندها ناخواسته در وضعیتی معلق قرار می‌گیرند؛ نه می‌توانند هم‌پای جریان جهانی حرکت کنند و نه می‌دانند این انتظار تا کجا ادامه خواهد داشت.

در نهایت، مسئله اصلی این نیست که مارکتینگ جهان به کدام سمت می‌رود؛ مسیر آن روشن است. پرسش مهم‌تر این است که برندهای ایرانی در این شرایط چگونه می‌توانند ارتباط خود را با مخاطب حفظ کنند، اعتماد را از دست ندهند و از شکاف روزافزون با مارکتینگ جهانی عقب نمانند؛ آن هم در زمانی که هنوز، ساده‌ترین پیش‌نیاز این مسیر یعنی «اتصال»، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا