
تأمین بودجه برای فعالیتهای برندسازی در فضای کسبوکارهای B2B، برای بسیاری از بازاریابان به چالشی فرساینده تبدیل شده است. در حالی که ساخت برند زیربنای رشد پایدار است، بازاریابان اغلب برای متقاعد کردن مدیران ارشد مالی و عامل (CFOs & CEOs) به تقلا میافتند. ریشه این بنبست اغلب در تفاوت دیدگاهها نهفته است؛ جایی که مدیران ارشد، به دلیل تمرکز افراطی بر شاخصهای کوتاهمدت مانند «سرنخهای فروش» (Lead Generation)، نسبت به دستاوردهای بلندمدت برندینگ تردید دارند یا از ارزشآفرینی راهبردی بازاریابی برای کل سازمان بیاطلاعاند.
با این حال، فعالان پیشرو در این حوزه معتقدند کلید عبور از این سد، تغییر رویکرد و اتخاذ استراتژی «کمتر، غنیتر است» (Less is more) است. راهکار پیروزی در این نبرد، نه در افزایش تقاضا برای بودجه، بلکه در تسلط بر «زبان مشترک سودآوری» است.
بازاریابان موفق کسانی هستند که میتوانند اهداف برندینگ را به زبان ملموس نتایج کسبوکار ترجمه کنند. در این چارچوب، هنر «داستانسرایی بر مبنای سنجههای نتیجهمحور» (Outcome-based Metrics) به ابزاری تعیینکننده بدل شده است؛ رویکردی که به مدیران مالی ثابت میکند سرمایهگذاری بر برند، نه یک هزینه مازاد، بلکه پیشران اصلی رشد پایدار و تسهیلکننده مسیر فروش در بلندمدت است.



