گزارش

در نکوهش تورم مشاوران کم‌تجربه/یک سال مدیریت مارکتینگ، یک عمر مشاوره کسب‌وکار!

بازار آشفته کسب‌وکار ایران این روزها پر شده از مشاوران آراسته و کت‌وشلوارپوشی که با تکرار چند اصطلاح انگلیسی مارکتینگی، از این شرکت به آن شرکت می‌روند و برای کسب‌وکارهای بحران‌زده نسخه می‌پیچند. در بازار ایران کافی‌ست فقط یک سال، مدیر مارکتینگ یک برند اسم و رسم‌دار باشی تا یک‌شبه راه صدساله را طی کنی و در یک چشم به هم زدن، کارت ویزیتت عوض شود: «مشاور استراتژی و توسعه کسب‌وکار!»

این روزها تعداد مشاوران جوانی که با چند سال سابقه کاری، یا حتی تجربه‌ای بسیار محدود در یک جایگاه مدیریتی، خودشان را صاحب‌نظر حوزه کسب‌وکار معرفی می‌کنند، کم نیست. صرف نظر از معدود مدیران جوان توانمندی که نگاهی تازه به بازار دارند، فضای کسب‌وکار ایران از مشاورانی اشباع شده که یک تجربه محدود را با تجربه انباشته اشتباه می‌گیرند.

مدیری که یک سال در یک برند کار کرده، ممکن است در همان یک سال اتفاقات مهمی را تجربه کرده باشد؛ اما آیا شناخت یک سازمان، یک بازار، یک تیم و چند پروژه، برای نسخه‌پیچی برای ده‌ها کسب‌وکار متفاوت کافی است؟ حاصل این نگاه، ظهور موج گسترده مشاورانِ همه‌چیزدانی است که در قالب سخنران‌های انگیزشی با توهم تسلط از راه می‌رسند و توجه مدیران سنتی علاقه‌مند به فرمول‌های معجزه‌آسا را جلب می‌کنند.

مشاوره فقط بلد بودن چند اصطلاح انگلیسی، ساختن یک پرزنتیشن شیک و گفتن «استراتژی» و «برند پوزیشنینگ» نیست. مشاور باید بتواند وقتی شرایط طبق برنامه پیش نرفت، کنار مسئله بایستد؛ شکست‌های سهمگین واقعی را دیده باشد، تصمیم‌های اشتباه گرفته باشد، هزینه‌ی آن‌ها را فهمیده باشد و مهم‌تر از همه، بداند هر راه‌حلی در چه شرایطی جواب نمی‌دهد.

یک مدیر جوان، بعد از مدت کوتاهی از یک شرکت خارج می‌شود، چند پست تخصصی در لینکدین منتشر می‌کند، عنوان «Consultant» به پروفایلش اضافه می‌کند و خیلی زود مشتری هم پیدا می‌شود. شاید چون بازار هم همیشه دنبال پاسخ‌های سریع است. اما کسب‌وکار جای آزمون‌وخطای بی‌هزینه نیست. پشت هر تصمیم، سرمایه، نیروی انسانی و سال‌ها زحمت وجود دارد.

شاید بد نباشد قبل از اینکه کسی را «مشاور» صدا کنیم، یک سؤال ساده بپرسیم: او چند بار به معنای واقعی در میدان بوده؟ بازار واقعی، بسیار بی‌رحم است. شاید چند صباحی به لطف شبکه‌سازی زیرکانه و فروش امید موفق شوند، اما بحران‌های واقعی کسب‌وکار با فریم‌ورک‌های ژورنالیستی حل نمی‌شود. حضور این افراد در صنعت مارکتینگ، شبیه حباب است و حباب‌ها در اولین مواجهه جدی با آزمون نتایج عملی، می‌ترکند!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا