
دود جنگ، فقط آسمان را تیره نمیکند. صدای انفجار، فارغ از اینکه کجا شنیده شود، نخست آرامش مردم را هدف میگیرد. این روزها جنوب ایران، با همه ظرفیتهای صنعتی و اقتصادیاش، روزهایی را تجربه میکند که نگرانی، بخشی از زندگی روزمره بسیاری از خانوادهها شده است.
پشت هر کارخانه، پالایشگاه، بندر یا واحد تولیدی، انسانهایی هستند که هر روز برای ساختن، تولید کردن و ادامه دادن تلاش میکنند؛ انسانهایی که در روزهای بحران، بیش از هر چیز به امنیت، امید و ثبات نیاز دارند.
توسعه فقط با کارخانه ساخته نمیشود
جنوب ایران سالهاست موتور محرک بخش مهمی از اقتصاد کشور است. از صنایع انرژی و پتروشیمی تا بنادر، حملونقل و تولید، بخش بزرگی از ارزش اقتصادی ایران در همین منطقه شکل میگیرد. اما آنچه یک منطقه را به معنای واقعی توسعهیافته میکند، تنها حجم سرمایهگذاری یا تعداد واحدهای صنعتی نیست.
توسعه زمانی معنا پیدا میکند که سرمایهگذاری در صنعت، همزمان به رشد سرمایه انسانی نیز منجر شود؛ یعنی آموزش بهتر، اشتغال پایدار، زیرساختهای مناسب، کیفیت زندگی بالاتر و فرصتهایی که مردم محلی نیز خود را بخشی از آن بدانند.
جنگ؛ دشمن سرمایهگذاری
سرمایهگذاری بیش از هر چیز به امنیت و قابلیت پیشبینی نیاز دارد. زمانی که ریسکهای امنیتی افزایش پیدا میکند، تصمیمهای توسعهای به تعویق میافتند، پروژههای جدید کند میشوند و سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری عمل میکنند.
این موضوع فقط به سرمایهگذاران بزرگ محدود نیست؛ کسبوکارهای محلی نیز توسعه، استخدام نیروی جدید یا افزایش ظرفیت تولید را به آینده موکول میکنند. در چنین شرایطی، هزینه فرصت برای اقتصاد یک منطقه تنها به خسارتهای مستقیم محدود نمیشود؛ فرصتهای شغلی، جذب سرمایه و رشد اقتصادی نیز تحت تأثیر قرار میگیرند.
سرمایه انسانی؛ مهمترین دارایی هر کسبوکار
در ادبیات مدیریت، از نیروی انسانی به عنوان ارزشمندترین دارایی هر سازمان یاد میشود. جنگ و ناامنی، علاوه بر خسارتهای اقتصادی، بر انگیزه کارکنان، سلامت روان، احساس امنیت شغلی و حتی تصمیم متخصصان برای ماندن یا مهاجرت اثر میگذارد. از دست دادن نیروی انسانی متخصص یا کاهش بهرهوری کارکنان، گاهی هزینهای بهمراتب بیشتر از آسیب به تجهیزات و زیرساختها دارد.
به همین دلیل، در دوران بحران، تابآوری کسبوکارها تنها به حفظ تولید وابسته نیست. سازمانهایی موفقتر خواهند بود که علاوه بر حفاظت از داراییهای فیزیکی، برای حمایت از کارکنان، حفظ سرمایه انسانی و تداوم فعالیت نیز برنامهریزی داشته باشند. بازسازی اقتصاد، از بازسازی اعتماد، امنیت و امید نیروی انسانی آغاز میشود؛ زیرا هیچ سرمایهگذاری پایداری بدون انسانهایی که به آینده امیدوار باشند، شکل نخواهد گرفت.



