
بازار با یک بحران جدی در لایههای مدیریت میانی روبهرو است. مشکل اینجاست که دیدگاه استراتژیک در این بخش کمرنگ شده است. بسیاری از مدیران میانی امروز به جای اینکه استراتژیست باشند، اپراتور ابزار و رسانه شدهاند. آنها تمام تمرکز خود را روی پلتفرمهایی مثل اینستاگرام، سئو یا تبلیغات کلیکی گذاشتهاند و بیش از حد درگیر جزئیات فنی شدهاند. این یعنی تصویر بزرگ را ندیدن و فراموش کردن نیاز اصلی مشتری.
ورود هوش مصنوعی این مشکل را شدیدتر کرده است. حالا که ماشینها کارهای اجرایی را به راحتی انجام میدهند، ضعف مدیران در تفکر کلان بیشتر مشخص شده است. وقتی کارهای دستی حذف شود، فقط استراتژی میماند. اینجا جایی است که خیلی از مدیران میانی کم میآورند.
«سکرت مارکتر» (Secret Marketer) در یادداشت اخیرش این واقعیت تلخ را اینطور بیان میکند:
«در بازاریابی لحظهای وجود دارد؛ کوتاه، فراموششدنی و تقریباً شیرین، که ناگهان متوجه میشوید سیستمی که با عشق و دقت ساختهاید، بیسروصدا دارد به شما خیانت میکند.»
این خیانت سیستماتیک، نتیجه سپردن سکان برند به دست کسانی است که ابزار و رسانه را «هدف» میبینند، نه «وسیله». سازمانهایی که میخواهند در عصر هوش مصنوعی زنده بمانند، باید نگاهشان را عوض کنند. وقت آن رسیده که از نگاه محدود به ابزار و رسانه، به سمت استراتژی مشتریمحور حرکت کنیم. این دیگر یک انتخاب نیست، یک ضرورت برای بقا است.



