یادداشت

خطاب به جامعه‌ی  کسب‌وکار کشور

در این جغرافیای سراسر اتفاق، کسب‌وکارها بارها و بارها در معرض فشارهای متنوع و سنگین قرار گرفته‌اند، فشارهایی که در بلاتکلیفی و اجبار تصمیم‌های دشوار، در نگرانی‌های روزمره مدیران و در اضطراب معیشتی کارکنان سازمان‌ها قابل لمس هستند. این نامه از دل همین نگرانی و دلسوزی برای آینده کسب‌وکارها و انسان‌هایی که در آن‌ها زندگی و تلاش می‌کنند نوشته شده است. با امید به اینکه بتواند سهم کوچکی در تقویت فهم متقابل و کاهش فرسایش جمعی داشته باشد.

خطاب به جامعه‌ی  کسب‌وکار کشور

در این روزها، بیش از هر زمان دیگری، فضای عمومی جامعه و به‌ویژه محیط کسب‌وکار تحت تأثیر مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان قرار گرفته است، فشارهایی که فقط اقتصادی نیستند و آثار روانی و اجتماعی آن‌ها به‌تدریج در رفتار فردی و جمعی نیز قابل مشاهده است. در چنین شرایطی، تنش‌های محیطی می‌توانند بر ناخودآگاه جمعی اثر بگذارند و خود را در قالب افزایش حساسیت‌ها، کاهش تاب‌آوری، سوءبرداشت‌های ارتباطی و تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده نشان دهند. از این‌رو، بیش از هر زمان دیگری، نیاز به درک متقابل، خویشتن‌داری حرفه‌ای و فهم دقیق‌تر از شرایط یکدیگر احساس می‌شود.

این نامه دعوتی است به بازگشت به یک اصل بنیادین در زیست اقتصادی و سازمانی و یادآوری این نکته که کسب‌وکارها پیش از آنکه ساختارهای مالی یا اجرایی باشند، اجتماعی از انسان‌ها هستند که سرنوشت‌شان به‌طور مستقیم  و در بطن یک هدف مشترک به یکدیگر گره خورده است.

واقعیت این است که در شرایط فعلی، بسیاری از تصمیم‌ها در فضای عدم قطعیت و با محدودیت‌های جدی اتخاذ می‌شوند. مدیران و تصمیم‌گیران ناگزیرند میان گزینه‌هایی انتخاب کنند که همگی دارای هزینه هستند همان‌طور که کارکنان و نیروهای انسانی نیز در سطح خود با نگرانی‌های معیشتی، شغلی و روانی مواجه‌اند. در چنین وضعیتی، اگر هر یک از اجزای سازمان‌ها فقط از زاویه محدود خود به مسائل نگاه کنند، احتمال فرسایش اعتماد و افزایش اصطکاک‌های انسانی به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

در این میان، آنچه می‌تواند نقش تعدیل‌کننده و سازنده ایفا کند، نه صرفا ابزارهای مدیریتی یا اقتصادی، بلکه نوع نگاه به  مفهوم انسان در درون سازمان است. تصمیم‌گیری در شرایط دشوار، ناگزیر است اما نحوه مواجهه با پیامدهای انسانی آن تصمیم‌ها ، انتخابی است که می‌تواند کیفیت آینده سازمان را تعیین کند.

از مدیران و تصمیم‌گیران انتظار می‌رود در کنار ملاحظات مالی، عملیاتی و استراتژیک، اثرات انسانی تصمیم‌ها را نیز به‌عنوان بخشی جدی از فرآیند تصمیم‌سازی، بیشتر از پیش مورد توجه قرار دهند. در بسیاری از موارد، نحوه بیان تصمیم، زمان‌بندی اجرای آن و میزان شفافیت در ارتباطات سازمانی می‌تواند به اندازه خود تصمیم، بر پایداری سرمایه انسانی اثرگذار باشد.

در مقابل، از همکاران، کارکنان و نیروهای انسانی نیز انتظار می‌رود که درک واقع‌بینانه‌تری نسبت به محدودیت‌های سازمان‌ها و فشارهای تصمیم‌گیری در سطوح مدیریتی داشته باشند. این درک متقابل، قطعا به معنای چشم‌پوشی از حقوق یا مطالبات نخواهد بود بلکه به معنای حرکت به سمت گفت‌وگوی حرفه‌ای، کاهش تنش‌های غیرضروری و تقویت ظرفیت حل مسئله در درون سازمان‌هاست.

فراموش نکنیم که در چنین شرایط بغرنجی، بیش از هر زمان دیگری مفهوم تعهد حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری جمعی اهمیت پیدا می‌کند. تعهدی که نه تنها در چارچوب وظایف سازمانی تعریف می‌شود، که در نحوه تعامل ما با یکدیگر، در میزان آگاهی از شرایط طرف مقابل و در کیفیت ارتباطات حرفه‌ای نیز معنا پیدا می‌کند. درک واقع‌بینانه از محدودیت‌ها و تلاش برای حفظ گفت‌وگو و همکاری، می‌تواند از تبدیل فشارهای موجود به شکاف‌های عمیق‌تر جلوگیری کند.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، بازتعریف مفهوم همراهی در جامعه‌ی کسب‌وکار است. همراهی به معنای پذیرش این واقعیت است که هیچ بخش از این اکوسیستم به‌تنهایی قادر به ادامه مسیر پایدار نیست. پایداری واقعی زمانی شکل می‌گیرد که تصمیم‌ها، رفتارها و ارتباطات، در چارچوب یک فهم مشترک از شرایط کلی اتخاذ شوند.

این نامه دعوتی است به همین فهم مشترک، دعوتی به اینکه در میان فشارها و عدم قطعیت‌ها، همچنان امکان گفت‌وگو، درک متقابل و تصمیم‌گیری مسئولانه را زنده نگه داریم.

با آرزوی عبور کشور از دل این طوفان و با امید به تقویت همدلی، مسئولیت‌پذیری و درک حرفه‌ای در جامعه کسب‌وکار کشور

نگارنده: هیوا میرزایی مدیرارشد مارکتینگ هماتلکام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا